محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
108
اكسير اعظم ( فارسى )
يا آب ريباس يا رب ترنج يا آب آن بخورند . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه اگر شبت يا تخم شبت و تخم ترب در آب جوشانيده سكنجبين آميخته بدهند تا قى به خوبى گردد و معده پاك شود صواب باشد . و اگر قى ممكن نبود يك درم ايارج فيقرا و نيم دانگ يا يك دانگ سقمونيا با هم سرشته بدهند تا به قوت سقمونيا اسهال زودتر افتد و ايارج در بدن درنگ بسيار نكند تا از آن حرارتى نيفزايد و چون از خواب برخيزد حمام نمايد و بعد از حمام تا يك ساعت تمام نگذرد طعام نبايد خورد بعده طعام حرارتافزا نشايد خورد بلكه ماهى تازه خورد و برگ كاهو باندكى سركه كه سخت ترش نباشد و كاسنى و مانند اين موافق باشد . و آن را كه به غذاى قوى تر حاجت باشد بيضه نيمبرشت و گوشت دراج و تيهو و چوزه مرغ خانگى و گوشت بزغاله بغوره و زرشك و سماق و امثال آن صواب بود و كرنب و عدس صاحب خمار را موافق باشد و آن را كه تشنگى غالب بود آب سرد خورد مگر كسى كه به سبب ضعف معده از مضرت آب سرد بترسد آب غوره و شربت آن و شربت سيب ترش و مانند آن با آب آميخته يا بى آب بخورد . و بدانند هر شربتى كه مخمور بخورد سرد كرده بايد خورد مگر شربت ريباس كه خاصيت او آن است كه اگر سرد كرده خورند معده را ضرر دهد . و اگر كسى اين شربتها نتواند خورد شراب انگورى رقيق سفيد مروق ممزوج به آب مساوى آن بخورد و به شب وقت خواب اندكى كشنيز خشك و شكر دهند و روز دوم طعام و حمام و شربت هم برين ترتيب باشد و چون اندكى تخفيف حاصل شود رياضتى آهسته و گهواره سود دارد و تا دو ساعت نگذرد از پس رياضت طعام نخورد و تا سه ساعت از پس طعام نگذرد هيچ حركت و رياضت نكند اين معنى در انواع صداع ياد بايد داشت . و سفوفى كه در قول بوعلى سينا گذشت خمار را زائل كند باندكى كافور از دو جو تا يك سطوج يا نيم دانگ به اندازه قوت حرارت و گرمى مزاج به آب غوره يا به آب انار ترش و شيرين بخورد و فقاع كه از آرد جو و سنبل الطيب ساخته باشند معده را از باقى شراب بشويد خاصه اگر اندك نمك آميزند هاضم تر باشد . و اگر اين فقاع به آب غوره سازند خوشتر و گوارنده تر باشد و بوئيدن صندل و گلاب و كافور و شاهسفرم سرد كرده و سركه و گلاب بر آن پاشيده سخت سود دارد و اگر صبح آن روز كه شراب خواهد خورد يك خوراك شربت افسنتين خورد شراب هضم شود و خمار نيارد . و اگر خمار باشد سبكتر باشد و در كتب آوردهاند هر كه بيخ سعد كوفته بخورد آن روز مسبت نشود و شربت مورد ساده ناشتا بخورد خمار سبكتر باشد و بادام تلخ فقل كردن خمار باز دارد و شراب بگوارد و محمد زكريا گويد سخن بسيار گفتن و چيزى خواندن خمار آرنده است و روغن گاو فادزهر شراب است تيزى شراب از معده باز دارد . [ طبرى ] طبرى گويد كه صداع عارض از شرب شراب كثير سببش امتلا است كه از صعود بخارات حاره بوى دماغ و اغثيه حادث مىشود و اين صداع بر دو وجه بود : يكى آنكه عقب شرب نبيند ظاهر گردد و چون معده و آورده از بقاياى شراب پاك شود صداع زائل گردد . دوم آنكه با شرب شراب ظاهر شود و روزها باقى ماند تا آنكه شراب ترك نمايد و پرهيز و ترطيب دوام كند . و علاج قسم اول خاص بدان سواى غير او از انواع صداع اخراج بقاياى شراب از معده است و تقويت آن با شربه مطفيه محلله قطاعه بخارات مثل فقاع ساده معمول بكشك جو و اندك سنبل الطيب بهر آنكه از خاصيت اين غسل معده از بقاياى شراب است و ادخال اندك سنبل در آن بهر تعطير و تقويت معده بر هضم بقيه شراب است و مثل شربت غوره و رب سيب و شربت ريباس و شربت ترشى ترنج و رب آن همه سرد كرده سواى شربت ريباس زيرا كه از خاصيت او است كه چون آن را سرد كنند معده را الم رساند . و مردى را از افاضل ديدم كه امر به آميختن آب غوره بر فقاع ساده مذكور و انداختن اندك نمك بر آن مىكرد و در آن هنگام فقاع جوش مىكرد و كف بسيار بر آن مىآمد و از آن كف گرفته صاف كرده مىخورانيد و حل طبيعت به سرعت مىكرد پس از غرض او در انداختن نمك سؤال كردم گفت كه بدين تدبير تليف فقاع زياده مىشود و از معده به سرعت منحدر مىگردد . و آنچه علاج سر بدان نمايند و تقويت مزاج دماغ و تسكين آنكه از خمار آن را عارض شود مىنمايند ببوياندن بنفشه و نيلوفر و شاهسفرم بود كه آب برف بر آن پاشيده باشند و گاهى بر ريحان گلاب ممزوج به سركه مىپاشند و بكافور خوشبو مىسازند . و از آنچه بر سر نهند گلاب سى درم روغن گل يك نيم درم سركه سه درم يا آن چه قريب قياس اين باشد در شيشه كرده بجنبانند تا آنكه هر واحد از آن قوت ديگر اخذ كند پس بر سر نهند . و ايضا روغن گل مضروب به آب خيار و لعاب اسپغول و آب كاهو و آب به است . و ايضا صندل سفيد با گل آزاد و درخت اگر وقت آن باشد و الا با بنفشه هر دو سوده در گلاب آميخته . و ايضا آب بيد تر يا آب نيلوفر يا هر دو در اين صداع احتياج استقصا در معالجه زياده تر از اين نيست بهر آنكه چون طبيب معده مريض و مزاج دماغ او را قوت دهد از حدوث اين صداع امان يابد . و علاج قسم دوم كه بعد تحلل بقيه شراب از معده تا زمانى دراز باقى ماند اولًا تنقيه مريض به اين مطبوخ است تمر هندى سى درم آلو بخارا چهل عدد عناب مثل او توت خشك اگر يافته شود ده درم به دستور مطبوخ جوشاينده و يك رطل